خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز راستی نبود خجلتی گشاده جبین راکه نقش راست نسازد سیاه روی نگین را
۲
به پیچ و تاب کمر نیست رحم کوه سرین راچه غم ز لاغری رشته است در ثمین را؟
۳
چه حاجت است به گلگشت باغ، گوشه نشین را؟که تنگنای رحم باغ دلگشاست جنین را
۴
ز خانه پدری کی شوند مانع فرزند؟ز ما دریغ ندارد خدا بهشت برین را
صفحهٔ ۱ از ۳