شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیوسته خورد دل خون از بی‌غمی جان‌هااز خنده سوفارست دلگیری پیکان‌ها
۲
زنهار به چشم کم در سوختگان منگرکز آبله پایان است سیراب، بیابان‌ها
۳
چون سرو به آزادی هرکس که علم گردددر فصل خزان باشد پیرایه بستان‌ها
۴
پروانه بیدل را آسوده کجا ماند؟شمعی که به گرد خود گردانده شبستان‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth