شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آبمی شود نور علی نور از فروغ ماهتاب
۲
می برد در شستشوی دل ید بیضا به کارجمع گردد چون فروغ ماه با نور شراب
۳
گرچه می‌گویند باران نیست در ابر سفیداز طراوت می چکد از پرتو مهتاب، آب
۴
کاروان بیخودی را نعل در آتش نهدجلوه جام هلالی در فروغ ماهتاب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth