خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاببرق عالمسوز را مانع نمی گردد سحاب
۲
اختر صبح آیدش خورشید تابان در نظرهر که رخسار ترا دیده است پیش از آفتاب
۳
می کند بر عاشقان هم رحم، حسن سنگدلآب اگر گردد به چشم آتش از اشک کباب
۴
حسن در دوران خط از شرم می آید بروندر قیامت می شود طالع ز مغرب آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۵