خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آبخویشتن را می کند گردآوری گوهر در آب
۲
عاشق حیران همان در وصل گرم جستجوستماهیان از شوق آب آرند بیرون پر در آب
۳
زنگ کلفت از دل من باده نتوانست بردکی رود گرد یتیمی از رخ گوهر در آب
۴
از سخنور حرف نتوانند دمسردان کشیدعطر خود را می کند گردآوری عنبر در آب
صفحهٔ ۱ از ۵