شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتابباشدش مهر خموشی بر دهان چون آفتاب
۲
می تواند شهپر توفیق شد ذرات راهر که گردد در طلب آتش عنان چون آفتاب
۳
خوبی پا در رکاب مه ندارد اعتبارای خوش آن حسنی که باشد جاودان چون آفتاب
۴
خاک را زر، سنگ را یاقوت رخشان می کندهر که قانع شد به یک قرص از جهان چون آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth