خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هوای ابر لازم نیست در مینا شرابمی کند هر قطره باران کار صد دریا شراب
۲
شب نشین با دختر رز عمر جاوید آوردفیض آب خضر دارد در دل شبها شراب
۳
تنگنای شهر جای نشأه سرشار نیستداد جولان می دهد در دامن صحرا شراب
۴
لاله در خارا خمار از باده لعلی شکستمی شود از سنگ بهر میکشان پیدا شراب
صفحهٔ ۱ از ۴