شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی سفیدی می تواند شد به چشم ما نقاب؟کف چه باشد تا شود بر چهره دریا نقاب
۲
دیده خورشید نتوان بست با دستار صبحچون تواند شد حجاب دیده بینا نقاب؟
۳
برق را فانوس نتواند حصاری ساختنبر دل روشن نپوشد جامه دیبا نقاب
۴
روی خاک از دیده امید، نرگس زار شدتا کجا بگشاید از رخ یار بی پروا نقاب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth