شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مد کوتاهی است صبح از دفتر احسان شبسرمکش چون خامه زنهار از خط فرمان شب
۲
مشرق خورشید می گردد گریبانش چو صبحهر که آویزد ز روی صدق در دامان شب
۳
هست در ابر سیه باران رحمت بیشترتازه رو دارد سفال خاک را ریحان شب
۴
ماهرویی هست پنهان زیر این چتر سیاهسرسری مگذر چو باد از زلف مشک افشان شب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth