شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی قراران را ازان یکتای بی همتا طلبچون شود از دشت غایب سیل در دریا طلب
۲
دست خواهش چون صدف مگشای پیش خاکیانهر چه می خواهد دلت از عالم بالا طلب
۳
اهل همت را مکرر دردسر دادن خطاستآرزوی هر دو عالم را ازو یکجا طلب
۴
هیچ قفلی نیست در بازار امکان بی کلیدبستگی ها را گشایش از در دلها طلب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth