خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خط رحیم نشد حسن یار با احباببه چشم آینه از توتیا نیامد آب
۲
ز خط عذار تو سر حلقه نکویان شدشود ز حلقه خط گرچه حسن پا به رکاب
۳
چه آفتی تو که شمشیر آبدار بودنظر به جلوه مستانه تو موج سراب
۴
به آبداری لعل تو چشم بد مرساد!که از نظاره او تشنه می شود سیراب
صفحهٔ ۱ از ۵