خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبکسری که اسیر هواست همچو حبابمیان بحر ز دریا جداست همچو حباب
۲
لطافت است نقاب محیط بیرنگیوگرنه آینه ام خوش جلاست همچو حباب
۳
هزار بار اگر بشکند، درست شودسبوی هر که ز آب بقاست همچو حباب
۴
درین محیط که هر موج مد احسانی استتلاش باختن سر، بجاست همچو حباب
صفحهٔ ۱ از ۹