شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مریز آب رخ خود مگر برای شرابکه در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب
۲
من این سخن ز فلاطون خم نشین دارمعلاج رخنه دل نیست غیر لای شراب
۳
هزار سال دگر مانده است ریزد آبزلال خضر به آن روشنی به پای شراب
۴
حباب وار سر فردی از جهان دارمبر آن سرم که کنم در سر هوای شراب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth