شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندیده چشم چنین آهوی ختا در خوابکه سر زند ز لبش حرف آشنا در خواب
۲
غزال قدس به آن چشم نیمخواب که هستبه گرد چشم سیاهش رسد کجا در خواب
۳
شبی گذشت ترا خوش که از پریشانینرفت یک مژه تا صبح چشم ما در خواب
۴
ز بیم بوسه شکاران بوالهوس پیشه (است)که حرف می زند آن چشم سرمه سا در خواب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth