خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خوابشتر گسسته مهارست و ساربان در خواب
۲
گذشت عمر چو آب روان و ما غافلبنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب
۳
چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب
۴
اگر نه قوت سحرست، چشم یار چراکشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟
صفحهٔ ۱ از ۲