خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرقفشانی آن گلعذار را دریابستارهریزی صبح بهار را دریاب
۲
غبار خط به زبان شکسته میگویدکه فیض صبح بناگوش یار را دریاب
۳
عقیق در دهن تشنه کار آب کندبه وعدهای جگر داغدار را دریاب
۴
سواد جوهر تیغ قضا به دست آوردگر اشاره ابروی یار را دریاب
صفحهٔ ۱ از ۴