شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک نابشبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب
۲
در محفل تو ناله فرامش کند سپنددر آتش تو گریه شادی کند کباب
۳
از وصل گشت گریه من جانگدازتراز آفتاب، تلخ شود بیشتر گلاب
۴
دیوانه قلمرو صحرای وحشتیمما را سواد شهر بود آیه عذاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth