خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح گشادهروی بوَد در حجاب شبچون باد، سرسری مگذر از نقاب شب
۲
از صبح تا دو موی نگردیده، آب دهچشمی چو انجم از رخ ِ پر آب و تاب شب
۳
هنگام صبح را به شکر خواب مگذرانکز روشنی است این دو نفس انتخاب شب
۴
در پیش قهرمان خدا سجده واجب استگردن مکش ز طاعت مالک رقاب شب
صفحهٔ ۱ از ۹