خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیاتشعله جواله باشد گردش جام حیات
۲
مهلت از نوکیسه جستن از خرد دورست دورچون سبکروحان بده پیش از طلب وام حیات
۳
محو گردد در نظر واکردنی مد شهابدل منه چون غافلان بر طول ایام حیات
۴
چون لب پیمانه می بوسد لب شمشیر راهر که می سازد دهانی تلخ از جام حیات
صفحهٔ ۱ از ۴