خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماستسر به زیر انداختن چون بید مجنون بار ماست
۲
پیش ما جز بیخودی دیگر متاعی باب نیستخودفروشی بنده بی صاحب بازار ماست
۳
این که از ما دست سیلاب حوادث کوته استنیست از گردنکشی، از پستی دیوار ماست
۴
پنبه برمی گیرد از مینا می پر زور مامهر خاموشی سپند گرمی بازار ماست
صفحهٔ ۱ از ۳