خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماستحلقه چشم غزالان حلقه زنجیر ماست
۲
در نظر واکردنی بیرون ز گردون می رویمچون شرار شوخ، مجمر عاجز تسخیر ماست
۳
از هوس هر دم به رنگی جلوه آرا می شویماز پر طاوس، گویا خامه تصویر ماست
۴
از قناعت دستگاه شکر می گردد وسیعکاسه گردون پر از نعمت ز چشم سیر ماست
صفحهٔ ۱ از ۲