شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماستاز هدف استادگی، از تیر جولان خوشنماست
۲
صحبت نیکان بود مشاطه بدگوهرانخار تا بر دور گل باشد، چو مژگان خوشنماست
۳
تیغ جان بخش تو شد آب از حجاب کشتگاناز کریمان معذرت در وقت احسان خوشنماست
۴
ریزش پنهان به سایل، عمر جاویدان دهدپرده ظلمت به روی آب حیوان خوشنماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth