شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نعمت الوان دنیا مایه دردسرستخون فاسد در بدن آهن ربای نشترست
۲
شکرستان با وجود حرص باشد شوره زاربا قناعت چشم تنگ مور، تنگ شکرست
۳
صحبت نیکان حجاب زنگ غفلت می شودایمن است از سبز گشتن آب تا در گوهرست
۴
بر دل روشن نباشد از سیه بختی غبارآب حیوان اخگر دل زنده را خاکسترست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth