خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرستباده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست
۲
چون به شیرینی نگردد باده های تلخ صرف؟کز فروغ ماه، شکر در دهان ساغرست
۳
مطرب و می چون به دست افتاد، شاهد گو مباشکز فروغ مه، زمین و آسمان سیمین برست
۴
گرچه زور باده میآرد به جولان شیشه راپرتو مهتاب این طاوس را بال و پرست
صفحهٔ ۱ از ۴