شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نسیم آن زلف مشک افشان سبک جولانترستاز صدف آن غنچه سیراب خوش دندانترست
۲
گرچه زلف عنبرین پر پیچ و تاب افتاده استپیش ما نازک خیالان آن کمر پیچانترست
۳
نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ راجامه گلرنگ بر اندام او چسبانترست
۴
لطف معنی را لباس لفظ رسوا می کنددر ته پیراهن آن سیمین بدن عریانترست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth