خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
متاز ای دل سوی دریای ناریکه میترسم که تاب نار، ناری
۲
وجودت از نی و دارد نواییز نی هر دم نوایی نو برآری
۳
نیستانت ندارد تاب آتشوگرچه تو ز نی شهری برآری
۴
میان شهر نی منشین برادرکه هر سو شعله اندر شعله داری
صفحهٔ ۱ از ۵