خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر لب غماز را دامان پاک من بس استپرده پوش ماه کنعان چاک پیراهن بس است
۲
خار دیوارم، وبال دامن گل نیستمرزق من نظاره خشکی ازین گلشن بس است
۳
چون زلیخا نیست چشم من به تشریف وصالجامه پوشیده من، بوی پیراهن بس است
۴
کرده ام طی رشته طول امل را چون گرهآب باریکی مرا در جوی چون سوزن بس است
صفحهٔ ۱ از ۳