خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون پروانه بی باک، مست آتش استهر کجا پر می زند بر روی دست آتش است
۲
ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیستسالها شد این سمندر شیر مست آتش است
۳
نیست حسن و عشق را از هم جدایی جز به نامهر که بر پروانه خندد در شکست آتش است
۴
نفس اگر بر عقل غالب شد، همان مغلوب اوستدود بر آتش سوار و زیر دست آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲