خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اتفاق دوستان با هم دعای جوشن استسختی از دوران نبیند دانه تا در خرمن است
۲
سازگاری پیشه کن با مردم ناسازگارتا شود یوسف ترا خاری که در پیراهن است
۳
بینش هر دل درین عالم به قدر داغ اوستروشنایی خانه تاریک را از روزن است
۴
از دل بی آرزو، داریم بر افلاک نازرشته هموار را منت به چشم سوزن است
صفحهٔ ۱ از ۳