خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن استبی خبر هر سو که می غلطد نگاهم گلشن است
۲
تیره روزان یکدگر را خوب پیدا می کنندسرمه او گوشه چشمی که دارد با من است
۳
تا به چندی ای آفتاب حسن مستوری کنی؟چشم ما حیرت نگاهان کم ز چشم روزن است؟
۴
ای صبای بی مروت برق تازی واگذارروح بیمار زلیخا همره پیراهن است
صفحهٔ ۱ از ۲