خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عزیزان دیده پوشیده من روشن استبوی پیراهن کلید خانه چشم من است
۲
خون ما بی طالعان را نیست معراج قبولورنه جای مصرع رنگین، بیاض گردن است
۳
دیده بازست از نظاره دنیا حجابدیدن این خواب، موقوف نظر پوشیدن است
۴
از شب بخت سیاهم صبح امیدی نزادحرف خواب آلودگان است این که شب آبستن است
صفحهٔ ۱ از ۲