شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۰۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن استلب گشودن رخنه در دیوار بستان کردن است
۲
تنگ خلقی را به همواری مبدل ساختنچشم تنگ مور را ملک سلیمان کردن است
۳
گریه را در آستین دزدیدن از چشم بدانشور محشر را حصاری در نمکدان کردن است
۴
گفتگوی حق دریغ از حق پرستان داشتنیوسف بی جرم را محبوس زندان کردن است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth