خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامرادی زندگی بر خویش آسان کردن استترک جمعیت دل خود را به سامان کردن است
۲
در پریشان اختلاطی صرف کردن نقد عمردر زمین شوره تخم خود پریشان کردن است
۳
بر نمی خیزد صدا از دست چون تنها بوددست دادن نفس را، امداد شیطان کردن است
۴
نیست احسان بنده کردن مردم آزاده رابهترین احسان مردم، ترک احسان کردن است
صفحهٔ ۱ از ۳