خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده رویی میهمان را گل به جیب افشاندن استتنگ خلقی کفش پیش پای مهمان ماندن است
۲
از صراط المستقیم شرع پوشیدن نظربا دو چشم بسته تنها در بیابان ماندن است
۳
بر زبان گستاخ راندن حرف نزدیکان حقاز قساوت تیغ بر صید حرم خواباندن است
۴
نیست غیر از رخنه دل عارفان را قبله ایروی گرداندن ز دل، از قبله رو گرداندن است
صفحهٔ ۱ از ۳