خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کعبه عشقم، بلا ریگ بیابان من استزخم شمشیر زبان خار مغیلان من است
۲
جوش فرهادست از کهسار من سرچشمه ایشور مجنون گردبادی از بیابان من است
۳
می کند در سینه گرمم قیامت، شور عشقصبح محشر خنده چاک گریبان من است
۴
دولت بیدار کوته دیدگان روزگاربی گزند چشم بد، خواب پریشان من است
صفحهٔ ۱ از ۴