خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوستاز بهار زندگانی بهره او گفتگوست
۲
گر نخواهد میهمان دل شد آن یار عزیزآه چندین خانه دل را چرا در رفت و روست؟
۳
با تعلق سجده درگاه حق مقبول نیستاز دو عالم دست شستن این عبادت را وضوست
۴
لنگر بی تابی عاشق نمی گردد وصالماهی بی صبر را هر موج بال جستجوست
صفحهٔ ۱ از ۳