خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته استکشتی می را چرا ساقی به خشکی بسته است؟
۲
مشکل است از روی آتشناک دل برداشتنورنه آتش از سپند من مکرر جسته است
۳
از نظر غایب نمی گردد به دوری چهره اشدیده آیینه را نقشی چنین ننشسته است
۴
داغ دارد زلف عنبرفام را از پیچ و تابرشته جان تا به آن موی کمر پیوسته است
صفحهٔ ۱ از ۲