شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته استاز هجوم سنبل این سرچشمه پنهان گشته است
۲
تا چه باشد نوشخند آن عقیق آبدارکز جواب خشک بر من آب حیوان گشته است
۳
گر گشایندش رگ جوهر، نگردد با خبربس که بر رخسار او آیینه حیران گشته است
۴
از نشاط دردمندی، درمندان ترااستخوان چون بسته زیر پوست خندان گشته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth