خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته استغیرت ما بوی یوسف از صبا نگرفته است
۲
سرکشی از ترکتاز عشق بر ما تهمت استگرد ما افتادگان هرگز هوا نگرفته است
۳
با دل روشن زمین و آسمان غمخانه ای استصورتی دارد جهان تا دل جلا نگرفته است
۴
می رسد آخر به جایی گریه خونین ماخون ناحق را کسی پا در حنا نگرفته است
صفحهٔ ۱ از ۲