خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خضر را گر سبز آب زندگانی کرده استعالمی را زنده دل آن یار جانی کرده است
۲
از خس و خار تمنا جلوه آن گلعذارسینه ها را پاک از آتش عنانی کرده است
۳
در جواب غیر از دستش نمی افتد قلمآن که یاد ما به پیغام زبانی کرده است
۴
در کهنسالی ز نسیان شکوه کافر نعمتی استتلخ، پیری را به من یاد جوانی کرده است
صفحهٔ ۱ از ۳