شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده استدامن گلهابه شبنم آتشین بستر شده است
۲
نقد می سازد قیامت را به عاشق شور عشقدامن صحرا به مجنون دامن محشر شده است
۳
نیست در زندان آهن بی قراران را قرارسینه سنگ از شرار شوخ من مجمر شده است
۴
چون توانم همسفر شد با سبکپایان شوق؟من که دامن پیش پایم سد اسکندر شده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth