خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده استبرگ این نخل برومند از ثمر پنهان شده است
۲
دست از دامان دلهای پریشان برمداررو به دریا می رود ابری که بی باران شده است
۳
می تراود از در و دیوار او نقش مرادخانه هر کس که چون آیینه بی دربان شده است
۴
روزگار غفلت ما می رود چون برق و بادکشتی ما از گرانباری سبک جولان شده است
صفحهٔ ۱ از ۳