خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده استدوری ما غافلان از قرب منزل بوده است
۲
ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیمگوهر مقصود در دامان ساحل بوده است
۳
ما ز هجران ناله های خویش می پنداشتیمچون جرس فریاد ما از قرب محمل بوده است
۴
ما عبث دل را به زیر آسمان می جسته ایماین سپند شوخ در بیرون محفل بوده است
صفحهٔ ۱ از ۳