خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهربانی از میان خلق دامن چیده استاز تکلف، آشنایی برطرف گردیده است
۲
وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته استجامه ها پاکیزه و دلها به خون غلطیده است
۳
در بساط آفرینش یک دل بیدار نیسترگ ز غفلت در تن مردم ره خوابیده است
۴
رحم و انصاف و مروت از جهان برخاسته استروی دل از قبله مهر و وفا گردیده است
صفحهٔ ۱ از ۴