خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که غافل را نصیحت می کند دیوانه استخواب غفلت برده را طبل رحیل افسانه است
۲
نفس خائن زندگی را تلخ بر من کرده استوای بر آن کس که دزدش در درون خانه است
۳
ماتم و سور جهان با یکدگر آمیخته استصاف و درد این چمن چون لاله یک پیمانه است
۴
نیست در فکر گلستان بلبل بی درد مابس که در کنج قفس مشغول آب و دانه است
صفحهٔ ۱ از ۳