خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه استآتش خاکسترآلودم به دامان تشنه است
۲
چشمه سار خضر را زحمت مده ای باغبانخاک این گلشن به خون عندلیبان تشنه است
۳
از طراوت گرچه آب از عارض او می چکدسبزه خطش به خونریز شهیدان تشنه است
۴
چند از آب خجالت تازه رو باشد کسی؟گل به خون خود در آن چاک گریبان تشنه است
صفحهٔ ۱ از ۲