شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای استدانه در آسیای چار سنگ افتاده ای است
۲
خرده جان مقدس در تن خاکی نهادموری از دست سلیمان بر زمین افتاده ای است
۳
نیست چون سرو و صنوبر حاصلش جز بار دلدر ریاض آفرینش هر کجا آزاده ای است
۴
پیش ارباب بصیرت کز ته کار آگهندگرمی این سرد مهران دوزخ آماده ای است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth