شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای استناله بی فریادرس تیر نشان گم کرده ای است
۲
هر عزیزی را که می بینم درین آشوبگاهیوسف خود در میان کاروان گم کرده ای است
۳
در نیابد هر که چون پروانه ذوق سوختندر دل دوزخ بهشت جاودان گم کرده ای است
۴
هر که در آغاز خط از گلرخان غافل شوددر بهاران عندلیب گلستان گم کرده ای است
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth