خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای استروزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای است
۲
هر گلی را نوبهاری هست در باغ جهاننوبهار ما نظربازان ز روی تازه ای است
۳
هر رگ ابری پی جمعیت دردی کشانکز خزان پاشیده اند از یکدگر شیرازه ای است
۴
همچو طوق قمری از سرو سهی در بوستانقسمت ما زان قد رعنا همین خمیازه ای است
صفحهٔ ۱ از ۲