خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درستناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درست
۲
گرچه دایم در شکستم بود چشم شور خلقشور من نگذاشت در عالم نمکدانی درست
۳
بلبل از آوازه عالم را گلستان کرده بودتا گل خونین جگر می کرد دیوانی درست
۴
آه ازین گردون کم فرصت که با این دستگاهدر ضیافت خانه اش ننشست مهمانی درست
صفحهٔ ۱ از ۴